منوی دسترسی
ویژه نامه مجله پرشین ساز به مناسبت زادروز شهیار قنبری | تنظیم: محمدمهدی طاهری توکل

شهیار قنبری

شهیار قنبری

شهیار قنبری ،شاعر و ترانه سرای ایرانی می باشد. و بسیاری از آثار ماندگار موسیقی ایران مانند "کودکانه"، "مرد تنها"، "بوی خوب گندم"، "ناخوش" و... را در رزومه حرفه ای و هنری خود دارد. بسیاری از صاحب‌نظران، از جمله اردلان سرفراز، فرهاد مهراد و...، ترانه "قصه دو ماهی" را سرآغاز ترانه‌ سرایی نوین ایران تلقی می‌کنند و شهیار قنبری را اولین ترانه سرای نوین ایران خطاب می‌کنند.

شهیار قنبری

ویژه نامه مجله پرشین ساز به مناسبت زادروز شهیار قنبری

شهیار قنبری (6 مرداد ماه 1329-تهران) شاعر، ترانه سرا، آهنگساز، نمایشنامه نویس، فیلمساز، روزنامه نگار، مجری و برنامه ساز رادیو و تلوزیون و خواننده ایرانی می‌باشد.

شهیار قنبری از چهره‌های مهم روشنفکر و متفکر، نوآور و تاثیر گذار در ادبیات و ترانه سرایی مدرن است و بسیار بر روی موسیقی پاپ، راک، آلترناتیو و بلوز زمان خودش تاثیرگذار بوده و در خلق بسیاری از شاهکار‌های بی مانند موسیقی آن زمان حضور داشته است.

[در تهران به دنیا آمده‌ام. هزار سال زیسته‌ام.
اما هنوز و همچنان هفده ساله‌ام.
حرفه که نه، زندگی‌ام شعر است و واژه بازی.]

وی در تاریخ ششم مرداد ماه 1329 در خانواده‌ای فرهیخته و فرهنگی چشم به جهان گشود. پدر وی (حمید قنبری) از دوبلورها و صداپیشه‌های بزرگ و مشهور بود. شهیار از کودکی به نوشتن و شعر سرودن علاقه‌مند بود و با توجه به پیشینه‌ی خانوادگی، خیلی زود در همین حوضه وارد فعالت شد، او از همان دوران نوجوانی شروع به فعالیت‌های ادبی کرد و برای نشریه "اطلاعات کودکان" داستان کوتاه می‌نوشت. سپس برای ادامه تحصیل به لندن رفت و در اواسط دهه 60 میلادی به ایران بازگشت.
شهیار پس از بازگشت به ایران به ترانه سرایی مشغول شد، و این بر خلاف میل پدرش بود، زیرا او می‌خواست که شهیار معمار شود، چون معتقد بود هنرمندان در جامعه ایران سرنوشت درخشانی ندارند!
در همین سالها بود که اولین ترانه‌ی شهیار قنبری با آهنگسازی اسنفدیار منفردزاده و خوانندگی گوگوش منتشر شد:
[تا دلم شكوه رو آغاز میكنه
دیگه اشكم واسه من ناز میكنه]

همراه با این اثر، "ستاره آی ستاره..." نیز با آهنگسازی پرویز اتابکی و صدای گوگوش منتشر شد و این اولین ترانه‌ی شهیار قنبری بود که در برنامه‌ی رادیویی "شما و رادیو" صبح‌های جمعه پخش شد:

[ستاره آی ستاره چشام اشکی نداره
دیگه پیداش نمیشه نمیادش دوباره].

ویژه نامه مجله پرشین ساز به مناسبت زادروز شهیار قنبری

مرد تنها:

این ترانه در سال 1348 با آهنگسازی اسفندیار منفردزاده و صدای فرهاد مهراد تحت عنوان بخشی از موسیقی متن فیلم (رضا موتوری) به کارگردانی مسعود کیمیایی ضبط شد و در سال بعد همزمان با اکران عمومی فیلم بر روی صفحه گرامافون منتشر گردید:
[با صدای بی‌صدا
مث یه کوه بلند
مث یه خواب کوتاه
یه مرد بود یه مرد].


شهیار قنبری این ترانه را در 19 سالگی نوشت. فیلم روایت زندگی مردی شکست ‌خورده و تمام‌شده بود که گونه‌ای مرگ ‌آگاهی داشت. قهرمان فیلم از تمام‌شده بودن خود آگاه بود و حتی دوست داشت که این اتفاق برایش بیفتد؛ بنابراین مسیر نوشتن ترانه مشخص بود و شاعر هم به این مرد شکست ‌خورده و تمام‌ شده در ترانه‌اش می‌رسید.

خود کیمیایی شرح می دهد که شخصا هیچ تاثیری بر روند ترانه سرایی شهیار قنبری نداشته و خود شاعر از صحنه مربوطه تاثیر مدنظر را گرفته است و همچنین آهنگسازی آن توسط اسفندیار منفردزاده از قبل انجام شده بود و شهیار قنبری با توجه به موسیقی ترانه سرایی کرد.
مرد تنها، نخستین شعر بدون بی‌قافیه یا سپید بود که به ترانه تبدیل می‌شد! و این خود یک حرکت پیشرو و جریان ساز در موسیقی و ترانه سرایی تلقی میشد.قرار بر این بود که ترانه های فیلم توسط عماد رام خوانده شود، اما این ایده با مخالفت سازندگان فیلم روبرو شد.تا اینکه ایده خواندن ترانه ها توسط فرهاد (که سالها بود به زبان انگلیسی می خواند) مطرح گردید.
به گفته اسفندیار منفردزاده، فرهاد مهراد(فرهاد) قسم خورده بود که دیگر ترانه فارسی نخواند. بنابراین راضی کردن او برای خواندن یک ترانه فارسی دیگر کار سختی بود. گفت‌وگو با فرهاد بر سر این ترانه مدتی به‌طول انجامید و با اصرار منفردزاده، فرهاد در نهایت موافقت کرد که با یک شرط این ترانه را بخواند. منفردزاده تعهد کرد به شرطی این ترانه را روی فیلم خواهد گذاشت که فرهاد از نتیجه کار راضی باشد و در غیر این صورت ترانه ضبط‌ شده را پاک کند. ضبط استودیویی مرد تنها با صدای فرهاد، در استودیو طنین تهران به‌طور زنده انجام گرفت. آهنگ ترانه از پیش ضبط نشده بود و هم‌زمان با خواندن فرهاد، نوازنده‌ها در استودیو می‌نواختند. پس از ضبط، اسفندیار منفردزاده از فرهاد می‌خواهد که کمی منتظر بماند تا از کار کپی بگیرد و به او بدهد تا گوش کند. اما فرهاد از نتیجه کار راضی بود و همان‌جا قبول می‌کند که ترانه در فیلم استفاده شود.
زمانی که اجرای نمایشنامه‌ای ماهی کوچولو سیاه نوشته صمد بهرنگی، توسط کانون پرورشی و فکری کودک و نوجوانان بر روی صفحات گرامافون ضبط و منتشر گردید، موسیقی میان پرده نمایشنامه و موسیقی زمینه‌ی آن همین ترانه "مرد تنها" فرهاد و شهیار قنبری بود! که عده‌ای معتقد بودند ارتباطی بین شخصیت مرد تنهای این ترانه با صمد بهرنگی هست که البته سازندگان این آثار این ادعا را رد کردند.

قصه دو ماهی:

در بهار سال 1350 قطعه‌ای با این نام ، به آهنگسازی بابک افشار، تنظیم واروژان و صدای گوگوش منتشر شد. داستان این ترانه که از زبان یک ماهی روایت می‌شود قصه ماهی تنها مانده‌ای را ترسیم می‌کند که مرغ ماهی‌خوار جفتش را ربوده است و حالا نوبت خود اوست که طعمه‌ی آن مرغ شود: 
[پولکامون رنگ وارنگ
روزامون خوب و قشنگ
آسمونمون يکی
خونمون ی قلوه سنگ].

خود شهیار قنبری در رابطه با این ترانه می‌گوید: " قصه ی دو ماهی، میلاد من است. بند ناف ترانه من این چنین بریده میشود...".

بسیاری از صاحب‌نظران، ازجمله اردلان سرفراز، فرهاد مهراد و خود شهیار قنبری، این ترانه را سرآغاز ترانه‌ سرایی نوین ایران تلقی می‌کنند، و در این میان ایرج جنتی عطایی و زویا زاکاریان، با این امر مخالف هستند و برای مثال، زویا زاکاریان بارها در مصاحبه‌هایش در لفافه بیان کرده است که ترانه‌ی وفا از ایرج جنتی عطایی آغاز کننده موج ترانه سرایی نوین می باشد.
شهیار قنبری از هوشنگ ابتهاج نقل می‌کند که شاملو این ترانه را بسیار دوست می‌داشته است و به ویژه از این که چشم راوی، چشم ماهی‌ است تمجید کرده است!
[خوابمون مثل صدف پر مرواريد نور]

هوشنگ ابتهاج "دلش آتیش بگیره" را دل شادیش، بگیره می‌شنیده است؛ اشتباهی که به گوش قنبری زیبا و جالب می‌رسد و از این ترکیب بعدها در ترانه (نجاتم بده) استفاده می‌کند.
[نجاتم بده نجاتم بده
نباید بذاری ستاره بمیره
نباید دل شادی ما بگیره]

زندان افتادن شهیار قنبری توسط ساواک:
اوایل دهه پنجاه بود که به‌واسطه همکاری شهیار قنبری با واروژان، دوره‌ی دیگری از زندگی حرفه‌ای وی شکل گرفت. اولین همکاری آنها در سال 1351 با نام بوی خوب گندم با صدای داریوش بود:

[بوی گندم مال من هر چی که دارم مال تو
یه وجب خاک مال من هرچی میکارم مال تو
اهل طاعونی این قبیله ی مشرقی ام
تویی این مسافر شیشه اى شهر فرنگ
پوستم از جنس شب پوست تو از مخمل سرخ
رختم از تاوله تن پوش تو از پوست پلنگ]

انتشار این اثر، باعث شد که داروش اقبالی و شهیار قنبری توسط ساواک دستگیر شوند و به زندان بیافتند.
شهیار قنبری در مقدمه‌ی کتاب "دریا در من" شرح می‌دهد که ماموران ساواک از او خواسته‌اند که ترانه‌ای در ستایش محمدرضا شاه پهلوی بسراید و بخواند تا آزاد شود، اما او قبول نکرد. در این باره شهیار قنبری خطاب به واروژان نقل می‌کند:
"راستی ما چرا آنجا بودیم؟ ما که فقط ترانه می‌نوشتیم و تو (واروژان) را داشتیم و دریای صداهای خوش‌رنگ را و شاعر می‌گوید از رفیق دلتنگی‌ها و تشنگی‌ها: امروز که بی تو، بر ما هزار سال گذشته ‌است، حتی نمی‌توانم از سنگینی این غیبت بزرگ بنویسم. واژه‌ها، نیروی موسیقی را کم دارند. واژه‌های من تو را کم دارند، واروژانِ من...! مرد سازها و آوازها...! و شاعر به قله‌هایی بلندتر می‌رسد...."
این ترانه توسط حمیدرضا حامی از خوانندگان داخل ایران در آلبومی به نام بوی گندم بازخوانی شد.

ویژه نامه مجله پرشین ساز به مناسبت زادروز شهیار قنبری و خاطرات زندگی شهیار قنبری

کودکانه:

در سال 1355 این ترانه نوشته شد و سال بعد در آلبوم رنگازنگ 3 با آهنگسازی اسفندیار مفردزاده و صدای فرهاد مهراد منتشر گردید. مضمون این ترانه با ایام عید و نوروز مرتبط بود و خیلی زود مورد استقبال مخاطبین قرار گرفت و با نام (بوی عیدی) شهرت یافت:
[بوی عیدی، بوی توپ
بوی کاغذ رنگی
بوی تند ماهی دودی، وسط سفره نو
بوی یاس جانماز ترمه مادر بزرگ
با اینا زمستونو سر می کنم
با اینا خستگیمو در می کنم]


کودکانه از نوستالژیک‌ترین و خاطره انگیزترین ترانه‌های موسیقی ایرانی به حساب می‌آید و هر بار که توسط فرهاد بر روی صحنه اجرا می‌شد با تشویق‌های پی در پی و فوق‌العاده مخاطبان مورد استقبال قرار می‌گرفت.

طی سال‌های بعد از انقلاب، شهیار قنبری با هنرمندان مشهوری نظیر ابی، بیژن مرتضوی، لیلا فروهر، معین، سیاوش قمیشی، حسن شماعی‌زاده، مهرداد آسمانی و... همکاری کرد.

از شهیار قنبری تا به امروز کتاب‌های:
درخت بی زمین (دفتر شعر)
دریا در من
بنویس! ساعت پاک‌نویس
گفتن برای زیبا شدن
لئونارد شهیار منتشر گردیده است.


شهیار قنبری هم اکنون در جنوب کالیفرنیا زندگی می‌کند.


[که هنوز وهمچنان:
شعر خوردن، شعر نوشیدن، شعر بوییدن،
شعر گریستن، شعر خندیدن، شعر خوابیدن و
شعر نفس کشیدن، تنها کسب و کار مناست.
سبز باشید. سبز و آفتابی].


با همین مضمون در مجله پرشین ساز:
آثار شخصی شهیار قنبری

منابع و متون:

ویکی پدیا
وب‌سایت شهیار قنبری
کتاب دریا در من
کتاب درخت بی زمین
کتاب واروژان نوشته حسین عصاران
کتاب باران عشق حسین عصاران
مقاله ( ترانه یعنی: انفجار کلمه!) از شهیار قنبری
متن (زندگی نامه شهیار قنبری از زبان خودش)

نظرات

 
 
Captcha  
بازگشت به بالا