منوی دسترسی
سپاس‌نامه‌ای برای استاد محمدرضا شجریان از طرف مجموعه پرشین ساز

خسرو آواز ایران | محمدرضا شجریان

خسرو آواز ایران | محمدرضا شجریان

هر چند نوشتن از استاد محمدرضا شجریان، کسی که در لوح دل و جان مردم ایران نقش بسته بسیار دشوار است اما ما با نوشتن این متن کوتاه در دوره‌ای که شجریان ایران در بستر بیماری‌‌‌ است؛ خواستیم تا زحمات سالیان عمر پر بار او برای فرهنگ و هنر این مرز و بوم رو سپاس گوییم.

خسرو آواز ایران - استاد محمدرضا شجریان

فرهنگ و هنر معاصر ایران، امروز به کوهی تکیه کرده‌است که او را درمقابل بسیاری از باد و طوفان‌های زمانه استوار و محکم نگاه ‌داشته است. هر چند که فرهنگ و هنر ایران در برار سیل گزندهای خویش و بیگانه بسیار بوده، اما این تکیه گاه به قوت خود باقی مانده و استواری می‌کند. این فراز جاویدان، خسرو آواز ایران، محمدرضا شجریان می‌باشد. نامی که یادگار تاریخی درد‌ها و غم‌ها ، شادی‌ها و پیروزی‌های یک ملت است.
این کوه از روی هم قرار گرفتن لایه لایه عشق به فرهنگ و ملت ایران به وجود آمده‌است. آن زمان که زمزمه‌های جریان موسیقی پاپ به جایی رسیده بود که رفته رفته موسیقی ایران در حال فراموشی بود؛ عده‌ای قهرمانانه وارد عرصه شدند تا پرچم موسیقی فاخر ایرانی را برای همیشه برافرازند. کسانی همچون: محمدرضا لطفی، فرامرز پایور، حسین علیزاده، پرویز مشکاتیان و ... که محمدرضا شجریان همچون نگینی در حلقه این قهرمانان بود.

فراگیری موسیقی

محمدرضا شجریان راه پر تنش زندگی هنری خود را به صورت جدی از دهه ۴۰ با ورود به رادیو آغاز کرد. در همان سال‌ها درگیری و دغدغه‌مندی شجریان با آموختن خوشنویسی نزد اساتیدی چون حسن میرخانی ، آموختن نوازندگی سنتور نزد استاد فرامرز پایور و آموختن ردیف آوازی طاهرزاده نزد استاد نورعلی خان برومند و بهره‌گیری از اساتید دیگر، گواه بر عزم راسخ شجریان در آماده‌سازی خود برای این مسیر بی پایان بود.

سپاس‌نامه‌ای برای استاد محمدرضا شجریان خسرو آواز ایران - پرشین ساز

شروع زندگی هنری

پس از آن زندگی شجریان بوی هنر گرفت. در مرکز حفظ و اشائه موسیقی گاه به عاشقان موسیقی ایران می‌آموخت آنچه را که خود پس از گذراندن هفت خوان رستم از اساتید خود اندوخته بود و گاه سر می‌داد آن نغمه‌ای را که شوق موسیقی و هنر ایران در سر او انداخته بود. در جشن هنر شیراز به جهانیان نشان می‌داد آن قسمت از گوهر موسیقی ایران را که حتی در ایران شناخته شده نبود (در همان کنسرت راست‌ پنجگاه)؛
شجریان در سال ۱۳۵۷ شرکت دل‌آواز را بنا نهاد تا هر چه بیشتر برای گسترش موسیقی ایران تلاش کند.

همراه با مردم...

در بوهبوهه‌های انقلاب دیگر نتوانست بغض فریاد آزادی‌خواهی ملتش را در گلو پنهان کند. او و گروه شیدا و گروه عارف از رادیو رفتند تا از زیرزمین خانه محمدرضا لطفی آزادانه فریاد‌های خود را ضبط کنند و به گوش مردم برسانند و بگویند: همراه شو ای عزیز که برادر کاکلش آتشفشونه و آنقدر نواختند و خواندند و مبارزه کردند تا بر بام سرای امید ایران، سپیده دمید؛ و سپیده نغمه‌ای شد که امید را در ذهن مردم ایران نقش ببندد.

مناجات (ربنا)

شجریان در همان سال‌ها مناجاتی را خواند که با وجود اینکه به صورت اتفاقی پخش شد اما باز آنچه را که از دل شجریان بر می‌خواست بر دل مردم ایران نشاند و با نام ربنا همدم برکت سفرهای مردم در ماه رمضان شد.

صدای شجریان بعد از انقلاب

دهه ۶۰ دهه همکاری‌های گسترده شجریان با پرویز مشکاتیان بود. دهه‌ای بود که آن دو ذهن مردم ایران را پر کرده بودند از شاه‌کار‌های موسیقی ایرانی. دهه‌ای که آن دو با انتشار آلبوم ‌هایی مثل: بیداد، آستان جانان، دستان، نوا، دود عود، قاصدک و.... نفس دوباره‌ای در جان موسیقی ایران دمیدند. شاید خیلی از مردم ایران علاقه خود به موسیقی ایران و تجربه بی‌نظیرشان از شنیدن موسیقی ناب ایرانی را مدیون این دوره از زحمات شجریان بدانند.
حاصل فعالیت‌های دهه ۷۰ شجریان در ابتدا آلبوم‌های پیام نسیم ، دل مجنون و... با همراهی گروه آوا بود که با آلبوم‌های چشمه نوش و معمای هستی با همکاری محمدرضا لطفی و آلبوم شب سکوت کویر با همکاری کیهان کلهر ادامه یافت و با دریافت جایزه پیکاسو از سازمان یونسکو و آغاز همکاری‌هایش با حسین علیزاده به پایان رسید.
شجریان در دهه ۸۰ تجربه‌های غنی خود از موسیقی ایرانی را با نوآوری‌های حسین علیزاده آمیخت و پیکره جدیدی را از موسیقی ایران شروع به ساختن کرد با زلزله‌ زدگان بم هم نوا شد (کنسرت همنوا با بم) و بجای تمام جان‌هایی که زیر آوار ماندند فریاد کرد.
عجیب نیست که نام شجریان چنین با جان و دل مردم ایران آمیخته است. او در ادامه فعالیت‌های خود در دهه ۹۰ همچنان به جای‌جای جهان رفت و حرف‌های دل مردم ایران‌ را سر داد.

فخر هنر ایرانی و ایران زمین

او در تمام دوره فعالیت موسیقی‌اش جوایز بین‌المللی متعددی را کسب کرد از جمله آن‌ها می‌توان از کسب نشان‌ عالی هنر برای صلح ، کسب نشان شوالیه از سفارت فرانسه، کسب نشان خداوندگار موسیقی از بنیاد آقاخان، دوبار نامزد شدن برای دریافت جایزه گرمی و... نام برد. اما تمام این جوایز باعث نشد که محمدرضا شجریان خود را جدای از مردم ایران بداند و برای همیشه در ذهن مردم ایران محمدرضا شجریان، خاک راه مردم ایران ماند.
همانطور که در ابتدا گفتیم تمام این فعالیت‌ها محمدرضا شجریان را چون کوه تکیه‌گاهی برای فرهنگ و هنر ایران کرد. تا هر حمله ‌ای به فرهنگ ایران با آواز مرغ سحر و ایران ای سرای امید او مواجه شود.

سپاس‌نامه‌ای برای استاد محمدرضا شجریان خسرو آواز ایران - پرشین ساز

سپاس! خسرو آواز ایران

هر چند نوشتن از استاد محمدرضا شجریان، کسی که در لوح دل و جان مردم ایران نقش بسته بسیار دشوار است اما ما با نوشتن این متن کوتاه با بغضی عمیق از غم پرکشیدن استاد محمدرضا شجریان به دیدار معشوق؛ خواستیم تا زحمات سالیان عمر پر بار او برای فرهنگ و هنر این مرز و بوم رو سپاس گوییم.
سپاس شجریان که با آواز خود حافظ و سعدی و مولانا را دوباره به آغوش ما مردم ایران باز گرداندی.
سپاس شجریان که با شکست و پیروزیمان خواندی.
سپاس شجریان که موسیقی‌مان را به جهانیان نشان دادی.
و هزار سپاس دیگر...
شجریان، همیشه در خاطر سالهای پر درد مردم ایران خواهی ماند
و خوش به حال بهشتیان که از این پس تو نغمه پر شور خدا را برای آنها زمزمه می‌کنی
سعدیا مرد نکو نام نمیرد هرگز
مرده آن است که نامش به نکویی نبردند

سپاس‌نا‌مه‌ای برای خسرو آواز
از طرف مجموعه پرشین ساز

نظرات

 
 
Captcha  
بازگشت به بالا