منوی دسترسی
به قلم محمدرضا عزیزی

نگاهی به اثر موسیقی بیداد به آهنگسازی پرویز مشکاتیان و آواز محمدرضا شجریان (1364)

نگاهی به اثر موسیقی بیداد به آهنگسازی پرویز مشکاتیان و آواز محمدرضا شجریان (1364)

روش "شمایل‌نگاری" و "شما‌یل‌شناسی" از جمله رویکردهای مطالعات آثار هنری به شمار می‌روند که هر چند سابقه‌ی آن به دوران رنسانس برمی‌گردد، اما به عنوان یک گرایش مدون مطالعاتی در زمینه تصویر انتزاعی، می‌توان آغاز آن را از ابتدای قرن بیستم و مکتب واربورگ دانست. اروین پانوفسکی، چهره‌ی برجسته‌ی مکتب واربورگ مراتب سه‌گانه‌ی این روش را به ترتیب، سطح اول یعنی «توصیف پیشاشمایل‌نگارانه»، سطح دوم «تحلیلِ شمایل‌نگارانه» و سطح سوم «تفسیرِ شمایل‌شناسانه» می‌داند.

سرآغاز
هنگام، چه آنجا که به نامی آشنا در موسیقی به اکتاو و گام تعبیر می‌گردد و چه آنجا که یادآور ساعت و دور زمان است، عنوان آن فضای شنیداریِ ملموسی است که هدفِ آن نه گذرانِ وقت در ساعت‌های پر رنج این روزگار، که شاید مرهمی باشد بر دل‌های بی‌قرار و فکرهای دور مانده از اصالت و فرهنگِ از یاد رفته‌مان. رادیو هنگام، یادآور معانی از دست‌ رفته‌ی زمان‌های دور و نزدیک ایران‌مان در پهنای بلند موسیقی است.
هنگام در نگاهی تحلیلی برای معرفی آثار موسیقیِ ایرانی می‌کوشد تا نگاهی دیگرگون به این هنر والا را به گوشِ دل‌های عاشقان برساند.

و چه خوش گفت نیما:
هنگام که گریه می‌دهد ساز
این دود سرشت ابر بر پشت...
هنگام که نیل چشم دریا
از خشم به روی می‌زند مشت...
مردی در راه می‌زند نی
و آواش فسرده برمی‌آید...
تنهای دگر منم که چشمم
طوفان سرشک می‌گشاید... 

   

آغاز
اولین‌ها همیشه در یادمان خوب می‌مانند و همراهان را گرد هم میاورند پس برای ما هم سخت بود انتخاب اثری در آغاز راه که این مهم را برآورده کند. احوال این روزها، غریب احوالیست. پس پُر بی‌راه نیست اگر در همین ابتدای راه نگاهی به یکی از آثار آشنا با حال و هوای این روزهایمان بیندازیم: «بیداد»...

   
رویکرد نظری
سعی داریم در هر مرحله از نگاه تحلیلی‌مان به آثار موسیقیِ رادیو هنگام، از یک نظریه تحلیلی مهم در نقد و معرفی آثار هنری استفاده کنیم تا شنوندگان این مجموعه با رویکردهای مهم نظری در مواجهه با آثار هنری آشنا شوند.
روش "شمایل‌نگاری" و "شما‌یل‌شناسی" از جمله رویکردهای مطالعات آثار هنری به شمار می‌روند که هر چند سابقه‌ی آن به دوران رنسانس برمی‌گردد، اما به عنوان یک گرایش مدون مطالعاتی در زمینه تصویر انتزاعی، می‌توان آغاز آن را از ابتدای قرن بیستم و مکتب واربورگ دانست. اروین پانوفسکی چهره‌ی برجسته‌ی مکتب واربورگ در این زمینه است و شیوه مطالعاتی وی با عنوان شمایل‌نگاری گره خورده است که سه مرحله دارد. پانوفسکی این مراتب سه‌گانه را به ترتیب، سطح اول یعنی «توصیف پیشاشمایل‌نگارانه»، سطح دوم «تحلیلِ شمایل‌نگارانه» و سطح سوم «تفسیرِ شمایل‌شناسانه» می‌داند.

   
سطح اول
بیداد یکی از آثار مهم و تاثیرگذار موسیقی کلاسیک ایرانی است. این آلبوم در سال ۱۳۶۴ با همکاری محمدرضا شجریان و پرویز مشکاتیان توسط شرکت دل‌آواز تولید شده است و یکی از نمونه‌های موفق گروه‌نوازی در موسیقی ایران به شمار می‌رود. بخش دوم این آلبوم نیز یک اجرای خصوصی از شجریان و غلامحسین بیگجه‌خانی است، که این بخش هم در دستگاه همایون اجرا شده است. سازبندی بخش اول این اثر را سازهای ایرانی نظیر سنتور، تار، تارباس، نی و کمانچه تشکیل داده و حضور نام هایی چون محمدرضا لطفی، جمشید عندلیبی و اردشیر کامکار در کنار آهنگسازی ماندگار پرویز مشکاتیان و آواز محمدرضا شجریان از دلایل موفقیت این اثر شناخته می‌شود. آلبوم در ابتدا با قطعه بیداد آغاز می‌شود. این قطعه حدودا هفت دقیقه است و در زمان ساخت خود و حتی امروزه به عنوان یک اثر بدیع و نوآورانه به‌شمار می‌رود. قطعه از تنوع ریتمیک خاصی برخوردار است؛ سازبندی و هماهنگی ملودیک ویژه‌ای دارد و در طول قطعه سازها هر یک خطوط مستقل خود را دنبال می‌کنند. در واقع این قطعه به تنهایی یک موسیقی کامل است و از نگاهی بالاتر برای مجموعه، یک آغاز باشکوه و مستحکم نیز محسوب می‌گردد. می‌توان گفت که پارتیتور این قطعه یک منبع قابل مطالعه برای علاقه‌مندان به چندصدایی در موسیقی ایرانی است. بعد از این قطعه، سنتور در گوشه "بیداد" درآمد می‌کند و شجریان با غزلی از حافظ با مطلعِ «یاری اندر کس نمی‌بینیم یاران را چه شد» آواز را آغاز می‌کند. ساز و آوازی که بر خلاف معمولِ دستگاه همایون برای نخستین بار از خود گوشه "بیداد" آغاز می‌شود. در ادامه از گوشه‌های "بیات راجه" و "اوج" عبور کرده به مایه ”شور" مُدگردی می‌کند. ورود به "شوشتری"، گوشۀ دیگر دستگاه همایون، ادامۀ این ساز و آواز بی‌نقص است. سوز و گداز قطعه‌ای کوتاه است که از ردیف میرزا عبداللـه گرفته شده و آن را در میانه‌ی آواز و در جهت حفظ تنوع در رپرتوار این آلبوم می‌شنویم.
تصنیف روز وصل با شعر حافظ پایان‌بخش این قسمت می‌باشد که طبق معمول شیوه آهنگسازی مشکاتیان ریتم دوضربی موسیقایی این تصنیف کاملا با وزن شعری آن(فاعلاتُن، فاعلاتُن، فاعلُن) منطبق بوده و فراز و فرود‌های ملودیک، به مفهوم شعری و نماد آغازینِ آلبوم دلالت دارند.

   

سطح دوم
نام بیداد اما تنها نام یک قطعه و یا گوشه‌ای در دستگاه همایون نیست، بلکه می‌توان آن را نشأت گرفته از شرایط اجتماعی آن روزهای دهه‌ی 60 در کشورمان دید. اگر با نگاهی جامعه‌شناختی نیز به آثار هنرمندان موسیقی معاصر ایران بنگریم، می‌بینیم که مشکاتیان و شجریان در طول دوره انقلاب و جنگ همواره گام به گام مردم حرکت کردند و اینبار به شرایطی بس دل‌گیرتر معترض‌اند، که شاید بیدادِ زمان نام مناسبی برای این اعتراض هنری باشد.

از نامگذاری و سیر ملودیک و نحوه اجرا که بگذریم، اوج این قصه آنجاست که شجریان با همه‌ی دردمندی‌اش در اوج از حافظ فریادی از دل سر می‌دهد که "یاری اندر کس نمی‌بینیم یاران را چه شد؟" فریادی که گویی از یک تنهایی بس غریبانه به صدا درمی‌آید.

   
روند اجرای آلبوم به جایی می‌رسد که شجریان در قطعه پایانیِ روز وصل از رفتگانِ بزرگ سرزمین می‌گوید و از کوشش آن حق‌گزاران یاد می‌کند. از کوشش شجریان‌ها، مشکاتیان‌ها، لطفی‌ها و پایورها و شهنازها که گویی کم است اگر هزار بار هم بخوانیم: یاد باد آن روزگاران، یاد باد...
با نگاهی به روند تفکر معدود چندصدایی مشکاتیان در آهنگسازی‌هایش می‌توان دید که او همواره به شعر و معنای ضمنی آن توجه بیشتری داشته و البته ملودی را با محتوای آن همراه نموده است، به طوری که چه در تک مضراب‌های بم‌تار در ابتدای قطعه‌ی بیداد که گویی فراخوانی است برای توجه همگان به پیام موسیقی و شعر این آلبوم، و چه در حرکت آرام ملودی و بعد از آن نوعِ تاکیدات به شعر حافظ در آواز و جواب آوازهای آتشین، حکایت از ارائۀ تفکر موسیقاییِ بزرگِ برآمده از دل جامعه دارد.
البته که در باب آواز استاد شجریان باید گفت که اسطوره‌ی آواز ایرانی در آن دوران که بیداد منتشر شد، در اوج پختگی و مهارت خوانندگی بوده و آثار فوق‌العاده‌ای برجای گذاشته که از همکاری‌هایش با مشکاتیان آثار ماندگاری چون "دود عود"، "دستان" و "راز دل" را می‌توان نام برد که بیداد سرآغاز همکاری‌های بعدیِ شجریان و مشکاتیان به‌عنوان یک زوج موفق هنری است.

سطح سوم
بیداد اثری است که در زمان خود بیداد کرد و هیچگاه برای علاقه‌مندان موسیقی اصیل ایرانی کهنه نمی‌شود. فراز و فرودهای ملودی و شعر در این اثر همواره منبعی معتبر برای هنرجویان و علاقه‌مندان موسیقی ایرانی بوده و در محتوایش نشان از زخم جمعی اجتماعی مردم ایران دارد؛ لغو مجوز این آلبوم پس از انتشار در آن روزها و بعدها همه‌گیر شدنش پیش دل‌های مردمانِ این سرزمین، گواهی بر این مدعا است که هنرمندانی چون مشکاتیان می‌توانند زبان گویای دردهای مردمی باشند که بیداد زمان دلشان را خون کرده. اگر هنوز این آلبوم را نشنیده‌اید یا از آخرین باری که به آن گوش داده‌اید زمان زیادی گذشته، فرصتِ یک تجربه‌ی دلنشین در انتظار شماست.

نظرات

 
 
Captcha  
بازگشت به بالا